یه روز خوب و یه شب ی جوری

یه روز خوب اینجوری شروع میشه که هنوز چشمام وا نشده دارم پاورپوینت ارایه عصرم رو حاضر میکنم. بعد، چایی نخورده و خورده حاضر میشم. تخته گاز سمت دانشکده پزشکی. آخر کلاس فیزیولوژی میزنم فایل صوتی کلاسو کاملا اتفاقی پاک میکنم!!! ناهار قرمه سبزی میخورم! و ارایه در آمفی تیاتر نود نفری! ارایه م که تموم میشه دو تا از سخت گیر ترین استادای دپارتمان به فارسی و انگلیسی ازم تشکر میکنن. (کلاس مون کلا انگلیسی برگزار میشه) حتی یکیشون بهم میگه بالاخره یه ارایه دیدیم منم اینجوری: :) میدوم سمت درمانگاه. سه چهار تا مریض می بینم که اتفاقا یکیش یه دختر کوچولوی هم اسم خودمه. بعد میرم سینما و "فرشته ها با هم می آیند" میبینم.

/ 2 نظر / 14 بازدید
خستم

خوش به حالت چه خوبه یه روز رو دقیقا عین یک آدم سپری کنه آدم! فعالیت با نشاط آرزومندم واسه همه

فاخری

سلاااااام هه! مائده![نیشخند] این دندانپزشک بی تجربه که نوشتی در مقابل دندانپزشک تجربیه؟![سوال][خنده]