بنویس از سر خط

انگار دارم کم کم به زندگی برمیگردم.
برای شروع امروز خوب بود:
صبح درمانگاه بودم.

پیگیری کردم قرارمو با انجمن بیماریهای دهان.

 به یکی از استاد دانشکده خودمون زنگ زدم.


با اون کنگره هلندی نامه نگاریهای لازم رو کردم.


خلاصه مقاله فارسی و انگلیسی کنگره انجمن عمومی رو نوشتم و فرستادم همکارم چک کنه.


یک ایمیل بررسی موضوع به یکی از استادای دانشگاه تهران زدم.


به معاون پژوهشی سازمان پزشکی قانونی برای پیگیری طرح تحقیقاتی مون ایمیل زدم.


برای فردا هم کلی سرچ باید بکنم در زمینه کار جدیدی که می خوایم انجام بدیم. 

با استاد اطفال پردیس خانی آباد دانشگاه تهران هم باید قرار بذارم.


انگار زندگی خیلی داشته می دویده تووی این دو ماه و نیم. من خیلی عقبم. یکی دو ماه باید بدوم. با دو برابر سرعت همیشگی

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
پنج دری

سلام . لذت بردم از نوشته هاتون و بینهایت خوشحالم کردید با حضورتون دکتر جان!! موفق باشید.

منیر کوچولو

چه فعال! چه دوست داشتنی! درود بر شما

منیر کوچولو

اسم وبلاگتون قشنگه [قلب]

تکتم

سلام برایم جالب بود دیدن کسی که به تنهایی در پوسته پزشک بودن نمی گنجد. مثل خودم, بیقرار . قلمم به خوبی تو نیست اما حس مشترکی داریم. من بیش از تو اسیر شده ام. دو بچه و کار تو خونه و رسیدگی به پدر بیمارم. تو بجای من تا انرژی داری بدو! زندگی دنبالت میدود تا اسیرت کند در قفس روزمرگی [گل]

سلام دوباره انقد هول بودم که کلی رفتم پایین و سؤالمو پرسیدم من یکی از خواننده های وبلاگ زباله دانی ذهن یک مبهوتم که خیلی هم نوشته هاشو دوس داشتم مدتهاست نمی نویسه گویا رشته هاتون مرتبطه.گفتم شاید بشناسینش و بدونین آدرس وبلاگ جدیدش چیه البته اگه وبلاگی داشته باشه آخه وبلاگ شمام جزو لینکاش بود ممنون میشم بهم بگین