آقای نديده ام!

  امروز تو در عرفه ای و من اینجا نشسته ام!

  تو سر می زنی به گوشه گوشه چادرها و من به گوشه گوشه دلم!
  تو می شماری: انت....انت....انت
                    انا.......انا......انا
     و تو هیچ کدام از اینها نیستی
و من که مهر سکوت بر لبم زده ام تمام آنچه هستم که تو 
می خوانی!
  تو آماده می شوی که نمی دانم کدام رذیلت نداشته را قربانی کنی و من خود را قربانی

  همه رذیلتها کرده ام!
  آه چطور به خودم اجازه می دهم که بخوانمت:آقای ندیده ام بیا؟!!!

۵شنبه غروب:
آقای ندیده ام! دیدی عرفه هم غروب شد‌‌؛ نیامدی!!

/ 7 نظر / 4 بازدید
مسعود

زيبا بود زيبای جان ... او که مهر تایید بر جانها میزند آنجا بود !!! گاه چه دور می مانیم از او ... از صدای وحيد هم لذت بردم ... ممنون مدد ز غیر تو ننگ است يا علی مددی . شما هم در وبلاگ حافظ لينک شديد ...

زهرا رمضانپور

سلام. متأسّفانه از شانس من هر سال، روز عرفه دقيقاً ميفته روزي كه درس و كلاس دارم. مثلاً امسال. امروز تعطيلم و فردا كلاس دارم. متأسّفانه هيچ وقت سعادت اينو نداشتم كه تو مراسم روز عرفه شركت كنم. پس توروخدا منو يادت نره. التماس دعا خدانگهدار

FF

سلام اشک کفايت می کنه مگه نه تو چشام پره اشکه خيلی زيبا بود

شنونده نما

سلام ،،، وحيد جليلوند امشب توصيف قشنگی کرد از حال و هوای مشعر و منی و .. . ---------------------------------------------------------------------------------------------------- خوف و رجا . يه کم داشته باشيم . بعضی وقتها خيلی اميدوار ميشيم که منجر به چپ کردن ميشه و برخی از اوقات هم ترس زيادی منجر ميشه که خيلی نااميد بشيم و ... در هر حال التماس دعا ،،، سفيد باشيد ... يا علی !!!

الهه آرانيان

حضور مجلس انس است و دوستان همه جمعند وان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد عيدت مبارک...به اميد آنکه از فلق درآييم و به طلوع يقين برسيم و آن وقت منتظرش شويم.

Mahze yare mehraban

Omrist ke az hozoore oo ja mandim Dar ghorbate sarde khish tanha mandim Oo montazere mast ke ma bargardim Maieem ke dar gheibate kobra mandim BE OMIDE ZOHOOR