روزهای هول هولکی

روزهایی هست که نمی فهمم کی شب شد. چرا وقت نیست. حتی وقت فکر کردن. دراین حد که متن یک صفحه ای را که باید دو هفته پیش می نوشتم دیروز بالاخره تووی گیر و دار جیغ و فریاد پسر بچه های 7 ساله ی اول دبستانی نوشتمش!

 

این قصه ی شناخت روانشناختی هم که غوز بالای غوز شده این روزها! هنگ می کنم!

کلا در همین بی وقتی که الان کتاب CDT جلومه، و باید ترجمه ش کنم، یهو یاد این افتادم که اینجا هم هست. 

 

 

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
الهه

از روانشناسی و شناخت روانشناختی نگو که شبا کابوسشو می بینم سر این پایان نامه ی کوفتی! ولی بی وقتی رو بدجور هستم.

کاویان

دقیقاً. «حتی وقت فکر کردن» هم ندارین. وگرنه نوشته-هاتون معنی داشت. :)