عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 


 

باز هم من چيزی برای گفتن دارم
اما خسته‌ام
بی‌باورم کرده‌اند. 

* 

من خسته‌ام، خرابم، خُرد و خرابم کرده‌اند،
ديگر اين کلماتِ ساکت و صبور هم فهميده‌اند!


*

دلم برای ديدن يکی دو دوستِ ساده تنگ شده است

 

سيد علی صالحی

 

   + مائده ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٦/۱٥
    پيام هاي ديگران ()