عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

هنوز هم

1. هنوز در حال تجربه ی اولین هاییم. به گمانم یکی دو سالی هم طول بکشد که روتین زندگیمان همراه با تجربه ی اولین ها باشد. 

 

2. هنوز گاهی دلم برای نوشتن های اینجایی تنگ میشود . میرود می نشینم آرشیو قدیم های لینک های لین بغل را می خوانم. سری تکان می دهم که 11 سال گذشت از روزهایی که حواسمان بیشتر به این فضاهای وبلاگی مان بود.

 

3. زندگی هم عوض شده با خیلی از این لینک های بغل رفت و آمد خانوادگی داریم.  و از خیلی بی خبریم. از چند تایی خبر میرسد که فلانیم تاهل شد فلانی فرزند دومش هم به دنیا آمد فلانی رفت ماند آن سر دنیا. 

 

4. اصطلاحی در خاناوده ما هست به نام مرض 30 سالگی ، کم کم به آن نزدیک میشوم. 

 

5. امروز با همسر جان در راه خانه آقای برادر ، داشتیم فکر میکردیم که تحلیل زیاد کردن کار دست آدم ها میدهد. خیلی اعتقادم به این گفته راسخ نیست ولی انرژی بر بودنش را حتما تایید میکنم.

 

6. امتحان اقتصاد سلامت که داشته باشی ، هنوز هم مثل قدیم خل میشوی، و هنوز هم مثل قدیم آن آهنگ معروف وبلاگهایم قدیمی را می گذاری و گوش میدهی و حکم و انکراتیک و پنهان نوشته ها و ... میخوانی و هنوز هم نصفه شب وبلاگ نویسی ات می گیرد.

 

7. با تشکر از روزگار و اینترنت غیر دایال آپ و  چای داغ توی تاریکی و صد البته آقای همسر که هم راه است.

   + مائده ; ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳
    پيام هاي ديگران ()