عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

من بیدارم

روزها می دوند و من هم گاهی به دنبالشان، گاه تر پا به پایشان. کمتر پیش می آید که من جلو بیفتم از روزها. اما خدا رو شکر،بد نیست.

این ترم اوضاع خوب است حداقل کلاسها از نه شروع می شود و من هیچ وقت از روزی که نه اولین کلاسش باشد (حتی اگر آخرین کلاسش هم نه شب تمام شود مثل فردها) شاکی نیستم.

مثل دوره عمومی شبهای دوست داشتنی ام را بیدارم.خواندنی ها کم نیست.

کنگره 53 انجمن دندانپزشکی ایران هم کم کم دارد شروع میشود و من حالا بیشتر دست به خبر شده ام.

 

بوی انتخابات کم کم دارد می پیچد.

 

روزهایی در راه است که صفتی برایشان ندارم هنوز

 

من بیدارم.

 

 

 

 

   + مائده ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢
    پيام هاي ديگران ()