عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

منی که لفظ شراب از کتاب می شستم // زمانه کاتب دکان می فروشم کرد

پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی!

------------------------------------

 

یک قدم بردار ، می بینی که تنها نیستی

------------------------------------

 

ماندنم بیهوده است، امکان ندارد هیچ وقت

این من دیرین من، یک آدم دیگر شود

-------------------------------------

 

یک وبلاگی بود پر از شعرهای قشنگ

از آنجا برداشته ام این ها را

-------

   + مائده ; ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢٢
    پيام هاي ديگران ()