عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

ماه را خاموش کن و برو

در دوره ی بی حسی به سر میبرم دوباره!

از همونایی که آخرش میگن تو اصلا احساس داری؟

 :)

تازگی ها فهمیدم آدما خودشونن که دردسر رو به سمت خودشون جذب می کنن. نه عمدی.

داتا و ناخوداگاه.

دردسر رو میشه دور کرد. شاید راهش این نیست. ولی شاید منطقی ترین کار اینه.

 

* سرم گرمه . درس تنها چیزیه که این روزها با نگرانی بهش فکر می کنم.  

امروز روز دختر بود. کلا ی نفر تبریک گفت از دوستام! یعنی واقعا که! بعد میگن پسرا چشم ندارن این روزو ببینن. دوستای خودم که ماشاالله :)

 

   + مائده ; ۳:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٢۸
    پيام هاي ديگران ()