عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

بهامین

1.بالاخره برف دیدم امسال در حد 20 سانتی متر!

اینجا چنان برفی بارید که روز 28 اسفند هوس کردم سال یک هفته ای کش بیاید! هر کس توانست نهارخوران را تجربه کند. هشت کیلومتری گرگان.

2.امسال با نام گذاری جدیدش برای من یکی سال سختی خواهد بود هر چند می دانم خیلی هم موفق از این میانه رد نمی شوم!

3. اما جدا دلم خواست یک امروز مشهد بودم و آن سخنرانی را از نزدیک می شنیدم!

یاد حرفهایی افتادم که گاهی سر کار می زنیم. وقتی شنیدم که رهبر گفتند مسئله ی آنها مسئله ی هسته ای نیست. مسئله نظام جمهوری اسلامی ست.

و بیشتر لذت بردم وقتی با آن صلابت گفتند:" ایران تسلیحات هسته‌ای ندارد و نخواهد ساخت اما در مقابله با تجاوز دشمنان چه از سوی آمریکا باشد یا رژیم صهیونیستی، برای دفاع از خود، در همان سطحی که دشمن به ما حمله کند، حمله خواهیم کرد."

4. خدا بخواهد ما هم روز نهم عید را در هوای حرم امام رئوف نفس می کشیم.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

پ.ن 1: عید بدی نیست! هر چند نقصی بزرگ دارد که قابل حل نبود! ولی کتابی از یاستین گوردر با فصل جدید سریال فرینج و چندین فیلم دیگر کمی از زهر حفظ کردن کلمات 504 واژه را می گیرد. (البته هنوز نمی دانم تکلیف جلسه آخری که نبودم چه بوده)

بازی جدیدی یاد گرفته ام که به علت همان نقص بزرگ حل نشدنی تاکتیک هایش را بلد نیستم ولی یاد خواهم گرفت.

موتور سواری در کارتینگ تجربه ی کاملا جدیدی بود. اما لذت ماشین سواری آن هم در جاده ای امن با سرعت 140 را نداشت! من عاشق سرعتم در رانندگی! و حیف که جایی برای این لذت در زندگیم تعریف نمی شود.

پ.ن 2: اگر فردا شب برسیم تهران دوباره های قلاده های طلا را خواهم دید.

پ.ن 3: سردی آنی و گرمی لحظه ای هوای شمال خوب بود! 

 

 

   + مائده ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/٢
    پيام هاي ديگران ()