عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

نوآوری هم به سر آمد!

بالاخره این روز نوآوری هم تمام شد!

از سه هفته پیش کلا یه فشار زیادی به کارهام اضافه شده بود با این حکم عضویت در کمیته اجراییش!

هر چند منتظر جمعه ام که تلافی کنم همه خستگیمو ولی همین که تموم شد و امروز همه سراغ سایت و طراحی غرفه مسواک سمپل و پلات لمینیت وکلی چیز دیگه رو نمی گیرن خیلی خوبه!

ی بخشش خیلی انرژی برد ولی همین که با فاطمه.ح رفتیم دنبال خریدای غرفه مثل مقوا و یونولیت و ... یاد خاطرات دانشجوییم زنده شد! مخصوصا یاد اون روزی که یک پیرمرد چاپخونه دار بهم گفت اگه دکتر نشدی بیا مدیر بازرگانی ما شو!

 

 

   + مائده ; ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
    پيام هاي ديگران ()