عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

جایی که به سمتش می روم را دوست ندارم یا جایی که از ان شروع کرده ام؟

گاهی سردرگمم.

می دانم کجا می روم ولی اشتباه می روم. مثل امروز که "چمران" را مستقیم رفتم سمت "مدرس". به جای اینکه بروم سمت "تجریش"!

 

یا مثل آن شب 4 محرم که "جناح" را رفتم توی "یادگار "درحالیکه مسیرم "شیخ فضل الله "بود به سمت "میدان صنعت"!

جایی که می روم را دوست داشته باشم یا نه فرقی ندارد.

روزی هزار تا کار هم انجام بدهم احساس مفید بودن نمی کنم! حس ها در هم ریخته. 

خستگی خیلی پررو شده. نه اینکه خستگی جسمی. کندی....کندی...کندی... روح مرا می خورد. و این خسته ام می کند. 

فکر می کردم تنوع مشکل را حل می کند.ولی تا الان که حل نشده. تقریبا سه تا پروژه ی جدید را استارات زده ام. جز طرح های تحقیقاتی دانشگاه. ولی جواب بی جواب.

 

استعانتی از کسی نمی خواهم. شاید که نه. حتما دلیلی دارد برای این ها.

حتما

 

 

   + مائده ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٠
    پيام هاي ديگران ()