عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

دیروز عجیب سرد بود. همش یاد شعری می افتادم که باران نوشته بود:

من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم

 

و

 

 

امروز قراردادی با خدا بسته ام. ( تقریباً شده ام مثل همان تجار روایت حضرت علی! )

خرجش برای من یک ختم قرآن است و برای خدا . . .  فعلاً سرمان به شدت شلوغ است. کارهای ترجمه, کارهای اسوه, کار های تابش, کارهای شرکت, و درس   درس   درس . . . یکشنبه امتحان آناتومی دارم. قرار است همه این کارها راا با انرژی انجام دهم. راستی ما شنبه شله زرد می پزیم. خواستید بیایید دانشکده ی ما و بخورید. و شنبه برنامه ای به مناسبت شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) و رحلت پیامبر(ص) با سخنرانی حاج آقا ابوالقاسمی و  مداحی  آقای گلستانی در دانشکده ی دندانپزشکی شاهد برگزار می شود. ساعت 14:30 . مکان هم تقاطع خ ایتالیا و خ وصال است. تشریف بیاورید. مهمان حضرت زهرا(س)هستید.

تا بعد. . .

 

 

   + مائده ; ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/٢٧