عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

ناسپاس

گاهی دستت را می کنی توی ظرف عسل و چهار انگشتی می گذاری توی دهان یک آدم.( و برای اینکار از وقتت و اعتبارت هم مایه می گذاری.)

بعد آن آدم می آید می گوید فکر کردی خودت فقط عسل داری!‌خیلی های دیگر هم عسل دارند! میخواهی پز عسل داشتنت را بدهی!

 

آخه.... آدمی که جای تو اینجا نیست و با هزار اگر و اما به اینجا رسیدی . . . حداقل این بیجا بودنت را قایم کن. نه اینکه با این رفتارها...

 

 

   + مائده ; ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٥
    پيام هاي ديگران ()