عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

امروز 5 مرداد

امروز گیر داده بودم به آهنک همدم معین: کنارم هستی و ...

امروز احساس کردم رضایت شغلی دارم. تا حد خوبی.

امروز مطمئن شدم فوق لیسانس دنتال پابلیک هلث در انگلیس را بی خیال شوم وقتی سه سال طول خواهد کشید.

ولی یک دوره ی یک ساله در یکی از دانشگاه های آمریکا پیدا کردم.

امروز دستیار سابقم آمده بود درمانگاه. مطمئن شدم که هنوز می شود با آرامش خیال کار کرد وقتی دستیارت ماه باشد.

امروز فهمیدم میتوانم سنگ عقیق را به دوست داشته باشم. قبلا اصلا دوستش نداشتم.

امروز وقتی کوریکولوم رشته ی جامعه نگر را دوباره خواندم مطمئن شدم انتخابم درست است.

امروز حس کردم دارد روح جدیدی در پرشین دنتیست دمیده میشود.ان شاالله.

امروز حس عذاب وجدان داشتم. حوالی ساعت 9:30 خیلی زیاد شده بود.

امروز حافظ خواندم. حوالی  9:50 دقیقه بود به گمانم. داشتم روی کارهای آموزش مداوم پزشکی کار میکردم و حافظ یهویی خودش امد.

امروز دوس جون دو بار زنگ زد حالم را پرسید.

امروز 4 شنبه 5 مرداد بود. امروز....

   + مائده ; ۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٦
    پيام هاي ديگران ()