عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

یک اتفاق مرا واداشت که سراغ دفترچه ی یادداشت قدیمی بروم. مطلبی را دیدم که حس و حال زمان نوشتنش دقیق یادم نیست.نیرویی عجیب وا دارم می کند که که آن را دوباره بنویسم.( شاید دبدن نوشته ای در وبلاگ یکی از دوستان بی تأثیر نباشد.) :

امروز خواستم بگویم که ایمان می آورم به این که عشق واژه ای عبث است . ولی خوب که نگاه کردم دیدم یقین ندارم. پس ایمان هم ندارم. نمی دانم به دنبال پیدا کردن یقین باشم یا رد ایمان !

   + مائده ; ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱٧
    پيام هاي ديگران ()