عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

در سپندارمذ سال 89 . همچنان در هوای اسفند من!

Sometimes you just need even a lie from someone which makes you calm down. But just that time everyone around you becomes the most honest people you’ve ever met!

And after this honest things you hear, you talk and talk and say the things that you have to keep them in your mind for yourself only! As a very very personal secret but the reaction to that hearing is this saying, only!

 

 

پ.ن: خداییش 200 تا قرص فیفول تجویز کردن هم شد کار! من دوماه و ده روز فیفول بخورم که چی! اصلا آزمایشگاهش غلط کرده که هموگلوبین من نصف اونیه که باید! : ) خدا رحم کرده از خوردن جگر بدم نمیاد! من حاضرم جای این همه فیفول جگر بخورما! مادر جان 70 روز! :(

 

پ.ن: از همین جا به زوج جدید تبریک می گم! شیرینی ما رو اصفهان می دین یا تهران! هر چند برای ما فرقی نمی کنه ولی چون یک رگه اصفهانی داریم ترجیح می دیم به خاطر یه شام خوردن پول دو تا شام بنزین ندیم تا اصفهان!

 

   + مائده ; ۱:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٦
    پيام هاي ديگران ()