عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

سفر در راه بود و اومد و تموم شد!

نوشته بود:

آخر دنیا همین است دیگر که شاید تو هرگز ندانی تماشایت چقدر معجزه میکند در من...

کیفور شدم با خوندنش!

سفر متفاوتی بود! با آدم هایی که فقط تا حالا اسم همدیگه رو شنیده بودیم! اونم 4 روز!

خوش گذشت! واقعا خوب بود! مخصوصا قسمت تجربه های جدید آبی! و تجربه ی جا موندن از پرواز! اونم وقتی بارهاتو تحویل دادی رفته!!

از آبان سفر نرفته بودم لازم بود!

از خودم به عنوان هماهنگ کننده ی سفر تشکر می کنم! : )

پ.ن:  نوشته بود:

آخر دنیا همین است دیگر که شاید تو هرگز ندانی تماشایت چقدر معجزه میکند در من...

کیفور شدم با خوندنش!




   + مائده ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()