عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

تاکسی

تاکسی های امروز عجیب بودند!

یکی توی مسیر امیرآباد تا انقلاب که دو دانشجو عقب ماشین خلاصه سخنرانی های آقای پناهیان را توی شبهای محرم دوره کردند. ترافیک بود و بقیه ساکت! و وقتی پیاده شدند راننده ی خوش تیپ از روحانی مسافر درباره زمان مراسم ٧ امام پرسید!


دومی هم شب از انقلاب تا ولیعصر و صحبت امیدوارانه ی راننده تاکسی و مرد جوانی که خیلی جالب تحلیل کردند هدفمندی یارانه ها را! و آخرش هم مرد جوان گفت اتفاق بدی نیست، چون خدا همیشه خداست!

از فاطمی تا صادقیه را داشتم چت می کردم نفهمیدیم حرفشان چی بود!

* این آقاهه که سر "میرهادی" تو ولیعصر شبا تار می زنه دوباره اومده. بهش که میرسم میرم یه گوشه یه کم گوش می دم بعد رد می شم می رم! هیچ وقت نتونستم بهش پول بدم!‌زشته به نظرم بهش پول بدم!

 

 

   + مائده ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢
    پيام هاي ديگران ()