عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

کمی حقوق و کمی اطلاع بعد حرف پشت حرف و ادعا کردن!

اگه کسی نظرات دو پست قبل رو خونده باشه می دونه که یه نفر الان مدعی حق مالکیت معنوی برای ایده ای شده که 5-6 سال پیش با کمک من و دوستام داشته انجام می داده و آخرش هم به علت حسن مدیریت هیچچچچچچ اتفاقی نیفتاده!


الان هم می خواد من رو از زندگی و کار و آینده و هر چی که فکر کنین بندازه! البته تهدید کرده!

خب من کلا بحث عذاب وجدان و خدا پیغمبرشو نداشتم چون مدتی رو که باید صبر کردم و این آدم فکر کرد حالا تاقچه بالا گذاشته و ازش خبری نیست و هر وقت بخواد با فرش قرمز میریم استقبالش!

برای منم بد نشد من توی سایتای خارجی که سرچ کردم این نکته بود:

. While creation usually involves an idea, the idea in itself does not suffice for the purposes of claiming copyright.


بعد رفتم از مشاور و معاون معاونت حقوقی دولت به طور مستقل پرسیدم، بعد هم با یک وکیل دیگه مشورت کردم. همه گفتن ایده توی قوانین ما هم مورد حمایت قانون مالکیت معنوی نیست!

اینارو نوشتم که توهمات ملت برطرف شه و بعد بدونن حالا که دستشون به حایی بند نیست، باید فکر یک راه حل دیگه باشن که البته به علت حسن رفتار عمرا ما بخواهیم با ما همکاری کنن!

حالا تا قیام قیامت دویدن و داد زدن و دزد خوندن آدمای دیگه و توهین و نسبت بی دینی دادن!

بادا این حرفا ! ما هم بدمون نمیاد جهت تفریح هر از گاهی با دوستان دسته جمعی توی غرفه ی 230 جشنواره چهارم رسانه های دیجیتال کامنت و آف بخونیم و بخندیم و بگیم همیشه پای یک زن در میان است!!!!

 

پ.ن: توی نمایشگاه چت کردیم گفت تهران نمیاد! گفتم به جاش برو حرم برام دعا کن!

امشب هم تو راه برگشت سوده زنگ زد. گفت زبل خان شدی!‌بچه تو نمایشگاه چه کار داری تو؟ بعد گفت فردا ظهر می رود مشهد! گفتم برام دعا کن اونجا!

این چه بازی ایه؟ من سهمیه مشهدمو میخوام خدا. دو ماه و نیم هم خودش ٧۵ روزه! خد! یعنی نمیشه؟


   + مائده ; ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/۱٩
    پيام هاي ديگران ()