عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

عاشقی کن تا سر حد مرگ ولی معشوقی در تصور نیاور!

در غم فراق بسوز ولی حواست باشد که شب هجران تمام نشود!

هیچ موجودی ارزش آن را ندارد که ناب عشق را زخمی کنی با اسم و یادش!

اینها را که می گفت بچه بودم.و هنوز هم!

آن موقع مطمئن بودم راست می گفت. و هنوز هم!

پ.ن: کم کم باید شروع کنم ارتباط بگیریم با آدمهای محیط جدید تا بتوانم ایده های جدید بزنم و این فضای به شدت بزرگ بی مصرف افتاده درمانگاهمان را به یک نوایی برسانم! از اینجا می شود تمرین را شروع کرد. می گویند رابطین بهداشتیشان منفعل شده اند. طرح هایی دارم. باید با یکی دوتا آدم بلد کار مشورت کنم!

از هر نوع پیشنهاد در جهت فعال شدن شبکه بهداشتی عظیم آباد شهرری استقبال می شود!

 

 

   + مائده ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٤
    پيام هاي ديگران ()