عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

دزدی!

دل تنگی امروزت را می دانم!
برایم ارزش دارد!
نه ارزش دارد کلمه مناسبی نیست!
خیلی بیشتر از اینها!
کلمه اش نیست!
می بینی دوباره به درد بی کلمه گی مبتلا شده ام!
بعد از چند سال؟
تمام سالهایی که نبودی! که نبودیم!

حالا دوباره باید بگویم دل تنگی امروزت را می دانم! مهمی چون!

مثل همه اس ام اس های از سر تنبلی دلم می خواهد بزنم: "من هم!"ولی نمی زنم!

نه این که نمی خواهم تو بفهمی! چون . . .

اصلا می نویسم! اس ام اس می زنم که من هم!

 

.

.

.

می خواهم بمانی!


*پ.ن: این بخشی از یک دوستانه است که آگاهانه به سرقت رفته! چون صاحبش عمرا این را نمی گفته و من گذاشتم اینجا که مدرک داشته باشد برای این دوستی! نه اینکه بخواهد به دوستش ثابت کند ها! نه! اینطوری ها اگر باشد باید قید این دوستی را زد! گذاشتم این جا که بعدا برای دل خودش مدرک داشته باشد! تازه وبلاگ من را هم به بهانه آن باز کند!

*پ.ن: اگر نفهمیدید چه شد خیلی ناراحت نشوید! فقط خودم و صاحب حس می دانیم ماجرا را!

   + مائده ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٤
    پيام هاي ديگران ()