عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

فردا

بدان که دگرگونی با باور دگرگونی آغاز می شود و فردا با پذیرفتن فردا.

.... تو فردا را به نیک ترین شکل باید ببینی تا فردا نیک ترین شکل را به امروز تو بیاورد.

..... این خواهش پایانی مرا بپذیر و فردایی بنویس که شکل امروز نباشد...

(نادر ابراهیمی)

 

پ.ن: می نویسم: بسم الله الرحمن الرحیم

فردا!

 

پ.ن: 16 آذر هم گذشت! رسمن دانشجو نبودم و اسمن دانشجو بودم!( ما همچنان دانشجوی دانشگاه شاهد محسوب می شویم )و خوب از خجالتمان در آمدند! ما مهمان جشن غدیر "تهران" بودیم و سنگ و خرده شیشه و سکه به سرمان زدند! باز بهتر است از وضعی که در همدان پیش آمده بود و پسری را از طبقه دوم پایین انداختند! جرم ما و او  ولایت پذیری بود!

 

پ.ن: سمانه ! هنوز باور نکردم! باید ببینمت! ولی از همین جا باز هم تبریک! برای قدم بزرگی که برداشتی! البته گفتم که تبریک بیشتر را به دیگری باید گفت برای انتخابش!

 

پ.ن: بی خوابی + اس ام اس+ کتاب+ خستگی+ کلی فکر سخت+ آلبوم آخر لهراسبی+ پست 14 آذر اینجا (من کنت مولاه....)+ یک دسته نرگس خشک شده که حالا دارم خرد می کنمشان + چیزی دیگری هم هست؟

 

 

   + مائده ; ۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٩
    پيام هاي ديگران ()