عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

اول می خواستم حذفش کنم! ولی بعد گفتم شاید این یکی تلنگری باشد برای من که این روزها....

منظورم تقویم گجت بار کنار دسکتاپ ویستاست!

عددهایش مثل خلافکاری که دنبالش کرده اند فقط جلو می رود!

باور کن همین دیروز بود که جلوی چشمم نوشت 1 نوامبر! حالا 9 نوامبر را نشانم می دهد! انگار با یک دهن کجی غلیظ که چشمت دربیاید من نمی ایستم که ببینم تو به جایی می رسی یا نه!

پ.ن: این روزها زیاد می خوابم!

پ.ن: این شبها نمی خوابم!

پ.ن: بی شک آدم نمی تواند نگران وضع همه ی آدمهای دنیا باشد! حتی آدمهایی که زیاد می شناسدشان! حتی تر آدم هایی که کم، خیلی کم می شناسدشان! می تواند؟

   + مائده ; ۱:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۸
    پيام هاي ديگران ()