عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

وقتی از حافظ جواب سوال بخواهی

 

  1. سرو چمان من چرا روی چمن نمی کند
    همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
  2. نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست
    آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم
  3. دلق حافظ به چه ارزد به می اش رنگین کن
    وآنگهش مست و خراب از سر بازار بیار

    نتیجه اخلاقی: دیوان حافظم هم دچار آنفولانزا شده!

 

پ.ن 1 : تلویزیون این روزها مسجدی را نشان می دهد که 5 سال قبل تر دیدمش! زیارت آنها که رفتند مقبول!

پ.ن 2 : انتشارات سیمین کار را یک شنبه تحویل می دهد.

پ.ن 3 : مصی با نقطه ویرگولام مشکل پیدا کردم! : )

پ.ن 4 : آخرشم نرفتم بازارچه خیریه کهریزک!

پ.ن 5 : درست بعد از التهاب اول کیسه آب سرد لازم است و بعدش کیسه آب گرم!

پ.ن ۶ : از این نوشته ٧ سال گذشته ولی من دوستش داشتم.

پ.ن ٧ : الان که دارم این پی نوشت را می نویسم جمعه است!

 

   + مائده ; ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٤
    پيام هاي ديگران ()