عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

دلم هوای مشهد کرده بود ولی دریغ از قسمت

١.چه نمایشگاه مطبوعات پر حاشیه ای بود امسال! کاش بودم و می دیدم بعضیا چه جوری تاوان می دن برای کاراشون!!!! :)

٢.بالاخره من و انسیه افتادیم به صرافت (همین جوری می نویسن این کلمه رو؟)نوشتن مقاله پروتزمون!  چون پیش نویسش رو  انگلیسی نوشته بودیم، بقیه شم باید به زبون این اجنبیا بنویسیم!!! :))))))

٣.از قرار این کتاب ما هم تا هفته ی دیگه از زیر چاپ درمیاد!‌از الان واسه خودم تبلیغ کنم:بوی بد دهان. ترجمه دکتر عباسی و خودم. انتشارات سیمین! از همه علاقمندان به طب و دوستان خواهش میشه سریعتر سفارشات خودشون رو بگن که ما برای پیش فروش آماده باشیم! ( اعتماد به نفس اینجا دیگه رسید به سقف؟ به هر حال از هر گونه هدیه دادن کتاب معذوریم چون مامان گفته سود کتاب البته اگه سودی داشته باشه مال خودمه....هورا!!!!!)

آقای انتشارات(!) امروز زنگ زده میگه خب اینکه تا هفته دیگه درمیاد، یه جلسه بذاریم در مورد کتاب بعدی!!! (فک کن) منم گفتم هر وقت با دانشگاه تصفیه حساب کردم خدمت می رسم! خودش تازه موضوع هم پیشنهاد می ده! تازه می گه اونو خودم چاپ می کنم شما فقط بنویسین!!!! (بازم فک کن)

۴.مواظب باشید سرما نخورید که اساسی از زندگی میفتین!

۵.پروپوزال بنیاد در دستان س.ه !‌فیلم این هفته به بعد دانشکده دندانپزشکی شاهد!!! (شاید اون بتونه این کلاف رو به هم پیجیده رو باز کنه) :))))

۶.پروپوزال نانو هم دست به دست!‌ از فلش من به فلش علی! از فلش علی به ایمیل دکتر"ن" و از اونجا دوباره به فلش من و علی و بعدشم به کامپیوتر دکتر "ع" !!!!! یعنی آخرش ما موفق میشیم ملت رو از شر کاندیدیازیس خلاص کنیم؟!!

پ.ن:خدا گذر هیچ کس رو به مطب این متخصصین ستون فقرات نندازه!چون معاینه و فیزیوتراپی و داروها و حتی کمربندهای طبی ای که تجویز می کنن همه ش دردناکه!

پ.ن:دارم مقدمه چینی می کنم برای یه سفر دیگه! تا خدا بخواد یا نه! شاید بریم یکی از عجایب هفت گانه رو ببینیم!!! این بار شاید ته تغاری خونه رم بردیم! من که پایه ام بیاد! باید دید خودش هم می خواد یا نه!

پ.ن: چون قول دادم اینم عکسا ولی یه فکری به حال فیس بوک بکن پلیز! (مخاطب خاص دارد) 1 و 2 و 3 و 4 

 

   + مائده ; ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٥
    پيام هاي ديگران ()