عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

نمایشگاه مطبوعات و ادمهایش

وقتی وارد شدم دنبال یکی دوتا غرفه ی خاص میگشتم ولی خیلی غرفه های دیگه هم دیدنی بودن!
وقتی نمایشگاه خلوت باشه 
غرفه دانشگاه شاهد رو هم میبینی که همه نشریه هایی رو که تو دوره دانشجویی توشون مینوشتی یهو جلوت سبز میشه!
غرفه برنانیوز و فرم زورکی دعوت به همکاری!
سپیده دانایی و دیدن دکتر گلزاری یهو پرتم کرد به جلسه مادرانهایی که اخرش کارنامه میدادن و دکتر سخنرانشون بود!دیدن رقیه گلزاری جدی جدی یاد راهنمایی انداخت منو!
سونیا پوریامین و مجله ش!
هادی خامنه ای در غرفه حیات نو
انبوه پوسترهای رایگان غرفه اطلاعات
کیهان که برعکس دیروز دعوایی توش نبود!
رجانیوز و مردم سالاری پر از قیل و قال!
غرفه خالی رادیو ایران
غرفه رادیو جوان و دوستان قدیمی حلقه وب!
بچه های گروه سپیدار و نمایشگاه انواع اتوبوسهای شرکت واحد از عهد بوق  و دو طبقه تا الان!
همبرگر و اب اناری که برای مصی آورده بودم! 
غرفه ی وطن امروز و نداشتن ارشیو دو هفته ی گذشته!
راه موفقیت و دیدن اولینو اخرین مقاله تخصصی خودم در مورد کفشهای ورزشی موفق! و خانومی که وقتی دید من نویسنده ی مجله شون بودم شماره اخرشون رو بهم هدیه داد!
خریدن کلی مجله اشپزی برای مامان که نگن برو تخم مرغ بخور!!!!
نمایشگاه خلوت بود!

پ.ن: مامان هم گفتن دیگه درست تموم شده، هر روز یکیشو درست کن، ما هم میخوریم!

پ.ن: بالاخره فردا اخرین اصلاح پایان نامه مون رو با خبر ایندکس شدن ابسترکتامون تو یک ژورنال آی اس آی می فرستیم برای استاد راهنمای معزز مستعفیمون! یعنی تایید میکنن؟ ما که بیست میشیم، دیگه حال و حوصله گیرای الکی ندارم!!! (با پوزش!)


 

   + مائده ; ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱
    پيام هاي ديگران ()