عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

روز اخر

موزه ی bude و کلی تندیس قشنگ!

رستوران ایتالیایی و پاستای پر از سبزی و روغن!

کلیسای بزرگ شهر و پارک!

بستن در چمدون به سختی!! :)

بارون از ساعت 2 نصفه شب تا 11 صبح امروز!

بالاخره تاکسی!

فردا... ایران عزیز! (به قول بچه ها: بوی وطن)

   + مائده ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٦
    پيام هاي ديگران ()