عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

روز سوم (ارائه)

ما امروز ارائه داشتیم!هم من و سحر و هم اتاقی سریلانکاییمون که انگلیس درس می خونه! یه ساعت کوک کرده بودیم که هر سه تا با اولین صدا از جا پریدیم!! کنگره که رسیدیم بگی نگی گرسنه بودیم و آب پرتقال و نون شور شده صبحانه!

و بعد ارائه!‌احتمالن دوم بشم! چون فکر می کنم توی پنل ما یه دختر لیتوانیایی هم خیلی خوب ارائه داد!

اما بعدش: هاستل.... نماز....تعویض لباس... alexander platz....و این یعنی برجهای فروشگاهی متعدد! مامان می دونه معنیشو!

من فقط یه کم خودمو شرمنده کردم! البته یه کم بیشتر از مقداری که بقیه اعضای خانواده رو شرمنده کردم! :) :) (مامانم خودش معنای یه کمو می دونه)

بعدش هم تا ساعت 9 شب همون جاها بودیم! البته برج مخابراتی 368 متری رو هم رفتیم توش! البته تا ارتفاع 207 متری می بردن! با سریع ترین آسانسور اروپا با سرعت 6 متر بر ثانیه!یعنی ما توی 40 ثانیه اون بالا بودیم!

و بعد ویوی 360 درجه ی برلین! خیلی خوب بود! امیدوارم میلاد هم برم!

پایین برج توی صف خرید بلیت عکس یه سری برج بود! برجهای مخابراتی تو کل دنیا! تا 560 متر هم داشتن!!!

الان هم داریم میشکنیم از خستگی!فردا صبح تا 9 می خوابم بلا شک! :)

راستی قابل توجه مامان: اگه هند رفتن باعث لاغر شدن آدما میشه برلین اومدن حتما چاقی به دنبال داره! تازه اگه فقط غذای حلال بخوری! و الا که منفجر میشن!

   + مائده ; ۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٤
    پيام هاي ديگران ()