عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

4 شنبه اگر زنده باشیم می رویم مشهد! خدایا شکر! دیگر داشتم دیوانه می شدم! 5-6 ماه است که به آن ستون گوشه گوهر شاد تکیه نداده ام! و نور زردش را ندیده ام!

روند آخر ترم کلن روند خوبی نیست حالا فکر کن ترمی باشد که بخواهی ترم آخرت شود! ان شاء الله!

انتخابات در روزهای آخرش شکل جدیدی پیدا کرده و شاید آدمی را به گرفتن تصمیم هایی وادارد که حداقل 3 سال به نگرفتنشان مطمئن بوده!

کیاست و سیاست بدجوری دارند جاعوض می کنند! سیاست داشتن مقدس شده بر خلاف کیاست داشتن!

چشم پوشی کردن گروهی بر آنچه می بینند و امیدواریشان به آینده ی نیامده آدم را متحیر می کند! اینکه وعده می دهند صبر کنید ان شاء الله آنچه این حرف نزدن ها به جای خوبی ختم می شود آدمی را نگران می کند!

تحلیل ها و پیش گویی ها خواندنی تر شده اند! و شعر ها گاه آدم را به یاد تبلیغات سبزی پاک کن هایی که دم در خانه شان زیر انداز پهن کرده اند می اندازند.

   + مائده ; ٥:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۸
    پيام هاي ديگران ()