عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

آخرای اسفند

اسفند دوست داشتنیم باز هم گذشت و به رغم علاقه ی من سال را دود کرد و برد به دفترچه خاطرات و ما ماندیم در آستانه ی سالی که  هنوز سی صد و شست و چند روزی به دود شدنش مانده! دعا کنیم که سخت هم اگر بود پر باشد از برکت و تجربه های ناب و موفقیت!

پ.ن: دارم می روم مسافرت!‌احتمالن هفته ی اول عید تمامش به سفر بگذرد!‌ ما که می خواهیم برویم همدان یخ بزنیم!

ما را هم در زمان سال تحویل دعا کنید!

 

پ.ن : چون گفتی نوشتما! والا روز آخری کلی کار داشتم! اگه قبل سال تحویل خوندی که سر سال دعا کن آدم شی! اگه بعدش هم خوندی امید داشته باش دعا نکرده خدا آدمت کنه! :-)

   + مائده ; ۳:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
    پيام هاي ديگران ()