عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

خدای همیشه ی من

این واگویه ها برای گلایه از تو نیست، برای شکایت از خودمه!

برای پیدا کردن قطره ای که می ترسم یه روزی همرنگ دریایی بشه که ناخالصی های توش کم نیست.

این حرف های نگفته، سرمایه س ولی هر سرمایه ای رو باید به کسی سپرد تا سود داشته باشه.سپرده های نگفتنی منو تحویل می گیری قبل از اینکه فاصله م باهات اونقدر زیاد بشه که دیگه دست امیدم به پای اجابتت نرسه؟

تمام دلهره ی من از اینه که بی قراری زندگیم، شُکر تو رو از یادم ببره و نگاه چشمامو زمینی کنه و نبضمو خاکی!

مهربونی خودتو مثل همیشه سپر شهابای ویرانگر حادثه بکن تا نم نم بارون لطفت، طوفان ثانیه ها رو شکست بده!

   + مائده ; ۳:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٢٦
    پيام هاي ديگران ()