عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

زماني تنهايي را نعمتي احساس مي‌‌كردم و با وجود حقيقت از تنهايي لذت مي‌بردم. اما بقول شريعتي: «اكنون تنهايي نيز از من گرفته شده است» چه زيباست شريعتي در كتاب كوير، در نامه‌اي به دوستم در چند جمله بعد از جمله قبل زيباتر بيان مي‌كند: «هرگاه با ديگران بودم خودم را تنها مي‌ديدم. تنها با خودم، تنها نبودم اما، اما اكنون نمي‌دانم اين ”خودم“ كيست؟ كدام است؟» بعدها ادامه مي‌دهد: « اوه كه خسته شدم! بايد رها كنم. رها مي‌كنم اما چگونه مي‌توانم تحمل كنم؟ تاكنون همه رنج تحمل ديگران را داشتم و اكنون تحمل خودم رنج‌آورتر شده است.مي‌بيني كه چگونه از تنهايي نيز محروم شده‌ام ؟!»

اين راتوی يک وبلاگ خواندم.

 

   + مائده ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٢٢
    پيام هاي ديگران ()