عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

حتی اگر بی سر و ته باشد ، حتی اگر بگذارند به پای کم طاقتی، نمی توانم کاری بکنم. من دیگر هیچ ادعایی ندارم. دیگرهیچ وقت ادعا نمی کنم که مقاومم. تمام توانم فقط به  این قد می دهد که خودش چیزی نبیند از این شکستن. همین!

من توان این را ندارم که بنشینم و ببینم و نگاهم پزشکی باشد. کاش بفهمی چه می گویم.

کاش دچارش نشوی که بخواهی بفهمی ولی بفهمی!

   + مائده ; ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/۱٧
    پيام هاي ديگران ()