عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

امتحانات هنوز ادامه دارد!

دارم تشخیص می خونم!

هنوز 6 جلسه ش مونده! جلسه دوم دکتر عباسی همین الان تموم شد! پشت آخرین صفحه ش یه شعر نوشته بودم. از مرحوم حسین منزوی:

باز دریای دلم طوفانی ست
آسمان کسلم بارانی ست
با غم ار زیر و زبر شد، نه عجیب
تحفه فصل خزان ویرانی ست
شرح تنهایی من می پرسی؟
شرح تنهایی من طولانی ست
دور باطل زده ام، قصه من
همه سرگشتگی و ویرانی ست
بعد سرگشتگی و حیرانی
باز هم حیرت و سرگردانی ست!

 

پ.ن: تازگی (2-3 هفته) به این نتیجه رسیدم که خوابمو پخش کنم در طول روز! 2 ساعت صبح و یه ساعت عصر. اگه خیلی خسته بودم یه ساعت هم سر شب! الان ساعت 5 تا 7 می خوابم  و اگه وقت بشه 12 تا 1 ظهر (گاهی هم نمیشه چون تو دانشگاه کار پیش میاد) و 12 تا 1 شب!

پ.ن: آب بازی با پوآر آب و هوا کیف دارد! اساسی! امتحان کنید!

پ.ن: هر چه بیشتر به انسانها دقت می کنم به عجیب بودن روابط بین انسانها بیشتر پی می برم! و غیر قابل پیش بینی بودنش!

پ.ن: هوا باز بوی تحول و تغییر شدید می دهد! خوب که نفس شامه ام پر می شود از حس تحول!

 

   + مائده ; ٤:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٠
    پيام هاي ديگران ()