عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

با تمام بی کسی هایم کسی دارم هنوز

و این بار مشهد فرق داشت. من همان بودم ولی مشهد نه! خیلی فرق داشت. خیلی!

من باز همان باز می گردم؟

اینجا  بوی نم می دهد. هر سحر! یعنی باران می بارد؟

خدایا این بار نه.دیگر نه.  بیا قرارمان را   عوض کنیم. تو کمک کن . من ....

ظریفی می گفت: خودم می دانم چه خبر است تو دیگر تحقیر نکن!

بیا قرارمان را عوض کنیم. بیا. تو این بار چگونه زیستن را بیاموز.

بیا مهربان تر کنارت باشم! بیا فارغ از تمام باید و نباید ها شروع کنیم. بیا  دگرگون باشیم. به قول سید علی صالحی: من دیگر گونه دوست می دارمت!

پ.ن: اینجا کام آدم تلخ می شود گاهی. خبر می رسد . سخت می رسد. دور و دیر و تلخ.


پ.ن ۲: (در تهران) من هم به همان تلخی که خواندم دعوت می کنم بخوانید نوشته های سردبیر اسبق ۵۰ هزار دقیقه برنامه ی زنده را:

نوشته جات: وبلاگ حامد جوادزاده

رادیو جوان آنلاین: خبرگزاری رادیو جوان

بی سر و ته: مجتبی آذری

من در نقش یک آشنا و یک شنونده و یک شنونده خیلی ناراحتم برای رادیو جوان. خیلی.

پ.ن ۳ : (در دانشکده و خارج آن) جقدر پر بود امروز از بحثهایی که نتیجه داشت! امروز یکبار دیگر تمام آنچه برایش تاکنون درمحیط دانشگاهی و دولتی جنگیده ام تا بدست بیاورم را در ذهن مرور کردم!
امروز باز هم تاکید کردیم که وابستگی منشا تمام دردهاست! امروز باز هم به این نتیجه رسیدیم که شناخت هرگز در کمتر از چند سال حاصل نمی شود و جه توهمی ست توهم داشتن شناخت! و قانع کردن انسان غرق در توهم همان کاری که هرگز نباید برایش تلاش کرد!

آقای اسلامی می گفت: آدم ها را این قدر در حین رفتارهایشان مطالعه نکن! امروز به دنبال مطالعاتم به نتایجی رسیدم که با انسیه مطرح کردم و هنوز ساعتی از جدا شدنمان نگذشته بود که دیدم پیش بینی ام عجیب درست است! نه اینکه پیش بینی باشدها! مطالعه ی longitudinal بود انگار! منتظر همین بودم!

گاها برای آدمها ارزش قائلم آن هم خیلی زیاد! ولی برای برخی عقایدشان بی ارزشی هم قائل نیستم! و چقدر این روزها این حس در من تکرار می شود! و چه لذتی دارد اینکه با همین دیده ها پیش بینی کنی و منتظر بنشینی برای برآورده شدن آنچه پیش بینی کرده ای!

   + مائده ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۳/۱٦
    پيام هاي ديگران ()