عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

عيدی من!

خدایا ممنونم!
نمی دونم با چه زبونی!
نمی دونم اینا هم به دنباله همون ینصرکمه؟!
ساعت 6 و نیم ساعت اداری نیست! وقتی مامان به پشت تلفن گفت: بنابی نه بنایی! گفتم باز از کجا زنگ زدن فامیلیمو نمی دونن! (آخه هر وقت از بسیج و سازمانها و ... زنگ می زنن فامیلیمو اشتباه می گن!)
مامان گفت: آقای میرزایی از وزارت بهداشت! اسمش آشنا بود! طرح جامع که بودم آقای کاظمی اسمشو به من گفت! دوزاریم افتاد!
"خانوم روز 4 شنبه بیاین به فلان آدرس که بعد از ناهار بریم دفتر ریاست جمهوری برای اهدای جوایز دانشجویان نمونه!"
خدایا بازم مرسی!
نمی دونم شاید دارم به قول دکتر موسوی گرمارودی علم به علم پیدا می کنم! از نصرت آن به آن که بگذریم خدا این چند ماه خیلی از رو به من لطف کرده!
اون از تسنیم و جایزه مکه! اینم از این!
هنوز گرم شادی به روز شدن مجله مان بودم که این خبر رسید!
من دو تا عیدی برای غدیر گرفتم!

پ.ن: الان تازه رسیدم خونه!
به دنبال یک روز برفی! و امتحان پریودنتولوژی و رکورد گیری از بیمار پروتز رفتیم مراسمات جایزه گیری!
از جناب رئیس جمهور!!
جناب رئیس جمهور که به اخوی گراممان سلام رساندند! و جناب وزیر بهداشت همچین یک وری نگاهم کردند که من یادمه یک ماه پیش بلبل زبانیهایت را!!
۴ سکه هم به صورت ناقابل(!!) تقدیممان کردند!‌احتمالا یک سفر عمره هم خواهند داد!‌هنوز توافق نبود!
از جنبه های جذاب ماجرا این بود که جناب رئیس جمهور قول ادامه تحصیل دادند در مقطع بالاتر! و درست ۵ دقیقه بعد از دکتر باقری لنکرانی پرسیدم و گفتند نخیر!‌این خبرا تو وزارت بهداشت نیست!!!!
اما وقتی گفتم می خواهم PHD دندانپزشکی جامعه نگر بگیرم گفتند بیا درخواست بده بی آزمون می فرستیمت بخوانی!حالا الله اعلم!
ذوقمان را در دم کور کردند! همه شاکی شدند که چرا جناب رئیس جمهور به مسئولان مربوطه قبلا نگفته که می خواهد اینها را بگوید!
تازه گفتند عمره را هم همین جوری خودشان گفته اند!!! :o

راستی از دوستانی که تبریک گفتند ممنونم.امیدواری روزی من هم همین تبریک را به آنها بگویم!

   + مائده ; ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٠/۱٠
    پيام هاي ديگران ()