عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

وسط!

مي دونم اين پست عجيب مي شه و طولاني!
مي دونم خيليهايي كه فكر هم نمي كردم اينجا رو مي خونن!
ولي با اين وجود مي نويسم!
قديم تر ها بچه بودم كه خواندم دكتر شريعتي را در ايران به بي ديني(يا شيعه نبودن) محكوم كرده بودند و در عربستان به خاطر علي پرستي محكوم!شايد آنروز ها درست نفهميدم! آخه از يك بچه ي 12 ساله ي دوم راهنمايي انتظار نمي ره خيلي از اين چيزها حاليش بشه!
ولي حالا مي فهمم! شايد به كمال نمي فهمم ولي پرت نيستم!
قصدم اصلا مقايسه نيست! من كجا و آن بزرگ مرد و مشكلاتش كجا!
ولي حالا دو سه سالي مي شه كه در بين گروهي از ياران قديم كه حالا دورتر ايستاده اند به دوري از آنچه آن ايام با هم داشتيم متهم مي شوم و در بين گروهي ديگر از دوستان به سختگيري بيش از حد!
حس جالبيست!
به هيچ كدام از دو گروه هم نمي تواني توضيحي بدهي!
در هر گروه طلايه دار گروه ديگر محسوب مي شوي و همه جا بايد جواب پس بدهي براي كرده ها و گفته هاي ديگران!!
يادم هست عده اي دانشجو در برابر مسئولي زبان به انتقاد گشاده بودند و بد گله كرده بودند!‏لحن بد! كلمات نامناسب و ...هر چند مي شد،همان حرفهاي نيمه حق را با زباني نرم تر گفت!
فردايش شايد به 10 نفري جواب پس دادم كه چرا چنين گفته اند! حالا هي بگو: «منو سنن!» ولي كو گوش شنوا!
یک بار هم عده ای فرم شكني كرده بودند!‏البته به عقيده ي گروهي -شايد متعصب- نباید چنین می گفتند!و باز من مورد سوال بودم! این بار از طرف صد نفر!

می دونم که هر دو گروه از سر نگرانی خطابم قرار می دهند(خدا کند همه شان همین طوری باشند!)
ولی...
نمي دونم اصلن راه حل داره يا نه! يا عاديه! اصلن نمي دونم بهش چي مي گن! ولي گاهي اين نوع برخوردهاي عجيب از هر دو طرف اذيتم مي كنه!

یکی دو هفته پیش کسی که هم سن و سال خودمه مادرانه آنچنان نصیحت می کرد که نگو!
نمی گم نقد و نصیحت را  نمی پذیرم ولی نه از هر کسی و به هر زبانی!
از کسی که فوقش دو سال از من بزرگتر است و در کمال ادب (و تواضع)می گویم نصف تجربه ی مرا ندارد نمی توانم بپذیرم: می دونی می خوام تجربمو بهت بگم که ......!!!!!!!!!
یکی نیست بگوید آخه تو که داری منو از آتیش نهی می کنی اصلا دستت به کبریت بی خطر خورده یا نه!!
ولی نقد رو و نصیحتو از آدم توی گود دو دستی می گیرم! چون به نظرم ميانه ي پشت بوم بهترين جا براي ايستادنه!
همين!

   + مائده ; ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٧/٢٦
    پيام هاي ديگران ()