عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

مهر/خواب/ کار/ خارج رفتن بعضی ها اونم از نوع آمريکا!

امسال هم پاییز اومد! و باز هم اول مهر!

نمی دونم بی سر و صدا یا پر سر و صدا! ولی اونقدر سریع که ....(البته ما امسال دیگه دانش آموز نداریم و همه دانشجو شدن!)

یهو سرم شلوغ شده اساسی!

امتحانا، بخشا، درسایی که تو این یه هفته و نیم دادن و هنوز نخوندم!

هر چی به آخر دوره دانشگاه نزدیک تر می شم، دلشورم بیشتر می شه! من واقعا سال پنجمی شدم! چقدر بچه های ورودی 78 دربدو ورود ما به دانشگاه بزرگ به نظر می آمدند! ولی حالا ما همان جاییم که آنها آن موقع!

دوباره به همون محل مشورت و فکر رسیدم برای آینده! در مورد آینده ی درس و زندگی حرفه ای!

در مورد خودم و اینکه الان کجام و کجا باید برسم هم فکر باید کرد!

یک قانون کلی:همیشه وقت کمه!  همون طور که درمان های ارتودنسی همیشه elective  هستن! (این یعنی صبح ارتو داشتیم!)


به زودی چند تا عکس خوب از مراسم افطاری دانشکده و جدید الورود ها می ذارم  تو عکسخونه!

برم بخوابم تا بیهوش نشدم! ماه رمضون ماهه و گل! ولی من فقط شبی 3 ساعت می تونم بخوابم!

هر چند دلم می خواست برم بگردم ببینم رسانه های ما بیشتر خالی بستن در مورد سفر رئیس جمهور محبوب!! یا رسانه های خارجی!

فردا می بینم! ولی همون یه ذره ای که گشتم بدترینش تیتر خبر فاکس نیوز بود: دیکتاتور کوچک و وحشی!

 

 

 

 

   + مائده ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٧/۳
    پيام هاي ديگران ()