عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

شيخ الرئيس!

امروز صبح با اتمام اندوی یک دندان دو کاناله ی  curve دار شروع شد!(این یعنی یک کار سخت!)
حدود ظهر برنامه هایمان را چک کردیم و حرفهایمان را!
با ریاست دانشگاه و شورای فرهنگی دانشگاه جلسه داشتیم! به عنوان اعضای شورای فرهنگی دانشکده دندانپزشکی!!
جلسه یه ربع دیر شروع شد!
و نتیجه گیری ما این بود: این ریاست نسبتا جدید دانشگاه به شدت ایده آل گراست! و البته کمی هم ....
وقتی کسی بگوید برای اردویی که در طول ترم باشد بودجه تصویب نمی کنیم و اگر تصویب کنیم فقط کسانی می توانند بروند که آموزش گواهی بدهد، کلاس ندارند(!!) چه می گویید!؟!
بابا دانشجو عقل دارد  و احتمالن شعور! خودش تصمیم می گیرد چه طور از سه جلسه غیبت مجازش استفاده کند!
کلن ما در دانشکده مان آزادی زیاد داریم ولی اگر ما جای دانشجوهای طرح جامع بودیم و می زد به سرمان طرحی می چیدیم که در مدت دو روزی که اردوی مشهد با کلاسها تداخل دارد، کسی دانشگاه نیاید تا معنی تعطیل شدن دستشان بیاید!
ببخشید! به عنوان یک نماینده ی دانشجویی شورای فرهنگی این را نباید بگویم ولی گاهی بد نیست بزرگان حساب کار دستشان بیاید!
بگذریم از حدود 4 ساعت جلسه ای که با حرص خوردن خیلی ها! و خندیدن ما به کلی حرف و درآوردن حرص خیلیهای دیگر گذشت!
ریاست محترم دانشکده ی ما که ما را می شناخت، جلوی آن جمع بزرگ با ما همنوا شده بود!
بنده خدا دیده قبلن ما چطور با شیطنت می توانیم همه جا را به هم بریزیم!ولی جدای اینها انسان مدبری ست! اساسی!
بعدش آن قدر دیر شد که رفتیم افطاری! سفره خانه ای در خیابان زرتشت!
این وسطا یه کفش هم خریدم!چقدر همه چیز گران شده! چرا آدم نبایدبا حقوق یک ماه اینترنی( البته با مصوبه ی قدیم وزارت بهداشت) یک جفت کفش بخرد!
حقوق یک اینترن در مصوبه قبلی( که هنوز برخی جاها همان را می پردازند!) 29 هزار تومان برای یک ماه است! یعنی تو هفته ای 5 روز، روزی 4-5 ساعت کار می کنی و آخر ماه: 29 هزار تومان!
راستی بد نیست محض تفریح و کمی خندیدن و البته اگر خواستید کمی حرص خوردن اظهار نظر جدید فاطمه رجبی را درباره مقدمات ظهور بخوانید!

   + مائده ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٦/٢۸
    پيام هاي ديگران ()