عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

 

گاهی یک شبه هر آنچه مدتها به آن معتقد بودی و خلافش را با تمام وجودت رد می کردی با خاک یکی می شود!

تمام آنچه اعتقادم را متزلزل می کرد را به یاد آوردم و اینکه چطور با صلابت ردشان می کردم!

حالا خودم هم نمی دانم چه باید بکنم! مدتی وقت لازم است! من زمان می خواهم تا دوباره همه چیز را در جایگاه مناسبی قرار دهم!

خدایا چپ چپ نگاهم نکن!‌ داری امتحان می گیری قبول! ولی یه جوری تقلب برسون!

   + مائده ; ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/٢٤
    پيام هاي ديگران ()