عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

۷ جولای! ناوی ساد - صربستان

تاریخ: ۷ جولای سال ۲۰۰۷

اینجا حدودن از بلگراد ۷۰ کیلومتر فاصله داره! از بلگراد تا اینجا همه چیز تقریبن سبز بود! آب و هوای اینجا یه جورایی مثل تهرانه البته مثل اردیبهشت! نه تیر!

مردم یه کم عجیب نگامون می کنن! تقریبن مثل اون موقعی که ما خارجی ها رو عجیب نگاه می کنیم! ولی دانشجوهاشون نه! مهربونن باهامون! من خودمو آماده کرده بودم که به خاطر داشتن حجاب یه کم .... باشن! ولی نه! خدا رو شکر!

۵ تا مقاله огал  از ایران پذیرفته شده ولی هنوز نرسیدن! اگه بیان با اونا با هم می ریم شهرو بگردیم!

من ۹ جولای باید ارائه بدم مقالمو! یه دانشجوی دندان پزشکی دیگه هم هست! مقاله ی اون درباره ارتباط بیماری قلبی و بیماریهای پریودنتاله! از دانشگاه تبریز! هنوز نیومده! البته این خبر مال ساعت ۱۰ و نیمه که یاسمینا تلفنی بهم گفت! یاسمینا دوست جدیده! وقتی بهش گفتم که ما اسمای یاس و یاسمین تو فارسی داریم کلی ذوق کرد!

دلم برای بچه ها تنگ شده! با مامان اینا دو سه بار حرف زدیم از وقتی راه افتادیم! اونا الان مشهدن !

امیدوارم امتحان جراحی ۴ سخت نبوده باشه! امروز بود! ساعت ۱۳!

به پریسا و مامان عطی و انسیه و انوشه و زینب و استاد اس ام اس زدم!

به کلیه ی دوستان : برام دعا کنین! امیدوارم بتونم جوری ارائه بدم که یه ایرانی برگزیده بشه!

این متن هم یه جورایی جوابیه ی آقای شهرام گیل آبادی مدیر شبکه رادیویی جوان به شایعات و نوشته ها و گفته های یه عده آدم ... درباره رادیو جوانه:

http://weblog.gilabadi.com/ در ضمن ایشون به دکتر فیروزه ای در بین رادیو جوانی ها مشهورن!

   + مائده ; ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/۱٦
    پيام هاي ديگران ()