عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

هنوز رفتنی نشده ایم!

امتحان ارتودنسی را که خراب کردیم رفت! حالا باید کتاب کارنزا و جزوه ها را بخوریم تا استادای گروه periodontology حالمونو قوطی نکنن! همون جرم گیری خودتون!

حدود 200 صفحه جزوه و 300 صفحه کتاب برای یک واحد! این یعنی ستم! ستم مکتوب!

آما! هیچ دلیلی بجز خسته شدن از درس برای این پست وبلاگ متصور نشین!

دیروز از طرف یکی ازتشکل های فعال دانشگاه امر فرمودند که 9 تا 16 شهریور ساری تشریف داریم! نه این که به زور بودا ! نه اصلن! فقط زبونم بند اومده بود که بگم نه!

مامانم اینا دارن میرن مشهد! جمعه! منم می خوام! البته شاید من هم جمعه برم سفر ولی هنوز که رفتنی نشدیم!

این روزها همه خواب می بینند. شما چه طور؟!! ( سیاسی!!)

این روزها همه گردش می رن! کلی می خوابن! استراحت و اوقات فراغت و . . . ما امتحان می دهیم!

به خاطر اینکه کلن تابستون برای بچه های دندون پزشکی 1 ماه و نیمه  و از هفته اول هر ترم هم امتحان دارن تا آخرش!( در فاصله 21 تا 30 خرداد 6 تا امتحان دادم!) اعلام می کنم که هر چی پول بعدن بگیرن حلال حلاله!(فردا نیاین نصیحتم کنینا! من خودم می دونم که این یه شوخیه!)

آخرین امتحان 24 تیره! بعدش هر جوری شده یه مسافرت جور می کنم که برم! البته از الان بچه ها قراره فشم را گذاشتن! با بچه های ورودیمون بریم دو روز فشم بی خیال دنیا!

روز سوم را هم دیدم! طی یک اقدام ... ( حتی حماقت بار) وسط امتحانا رفتم سینما! البته جزوه هامو نبردم!

فردا همین موقع کلی داریم کیف می کنیم! نمی گم که چرا!!

فردا همین موقع یه واحد دیگه رو هم افتادم!!   

   + مائده ; ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/۱۱
    پيام هاي ديگران ()