عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

دنيای سياه يا به عبارتی دختر لوس!

دیگه خسته شدم از بس همه چیز بده!

نه ! دوباره سرم به هیچ سنگ سفتی نخورده! خوبم! (هر چند بقیه این طور فکر نمی کنن!)

مدتها بود که سریالای تلویزیونو نمی دیدم. شاید دو سال! حتی یه سریال رو 2 قسمت نمی دیدم!

این چند روز یکی دوبار فیلم دیدم! از همین سریالهای داخلی پرماجرا!

حالم از این همه نامردی بهم می خوره!

آدما یه لحظه آروم نیستن! همش توهین و دور زدن و اذیت!

این چند روز هر بار تلویزیون دیدم بعدش عین این بچه لوسا گریه کردم!

آستانه تحریک! کلمه مزخرفی که این روزا تو من بدجوری افت کرده!

هر کسی تعریف می کنه یکی داره دورش می زنه من مثل این پیرزنایی که هنوز روضه شروع نشده دارن گریه می کنن، اشکم درمیاد!چه فیلم باشه و چه واقعیت!

 

   + مائده ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٤/٦
    پيام هاي ديگران ()