عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

باطل شد!

یه نفر این جا نشسته که خسته س! پشت همین کامپیوتر که اگر نبود زندگی همین یه نفر داغون می شد.

یه نفر اینجا نشسته که از بس خندیده و لبخند زده و مامان همه بوده و ساکت و بی صدا شیطونی کرده خسته س!

یه نفر اینجا نشسته که از بس هیچی به کسی نگفته و همه ازش انتظار دارن خسته س!‌

یه نفر اینجاس که دیگه قرصاشم جواب درداشو نمی دن!

یه نفر اینجاس که یکی دو قدم دیگه فقط نای راه رفتن داره.

یه نفر اینجاس که قانوناش داره زیر پا گذاشته می شه و صداش در نمی یاد.

یه نفر اینجاس که تو سردرگمی داره دست و پا می زنه.

یه نفر اینجاس که باید جوابگوی خیلی چیزایی باشه که بهش ربط نداره.

یه نفر اینجاس که می خواد از بالای اتفاقات بپره پایین!

یه نفر اینجاس که چند وقته قاطی کرده ولی صداشو درنمیاره!

یه نفر اینجاس که ...

.

.

.

یه نفر اینجا نیس!

   + مائده ; ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٩
    پيام هاي ديگران ()