عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

استاد نادرختایی

یه پدیده ای هست نه درازه نه کوتاه، ببخشید نه بلنده نه کوتاه.

نه چاقه نه لاغر! الان که فکر می کنم می بینم شاید یه کم لاغره!

بیشتر خوش تیپه تا بدلباس! قیافشم........ اصلن با این یکی کار ندارم چون نه به بحث مربوطه، نه آدما توش دخیلن! قبلیا مهم بودنا! چون شَبَه کلی آدما مهمه! همیشه!

عوض همه چی باهوشه! بد جورا!

 تعریف از خود باشه یا نباشه من هوش آدما رو تشخیص می دم! این که طرف باهوشه یا تجربه ش کارشو راه می اندازه را من می فهمم.

اما در مورد این پدیده، زیادی هوشش تجربه های عجیبی براش درست کرده! آدمهای باهوش تو چشماشون، زیادی IQ راهنما می زنه ولی این پدیده از راهنما گذشته، Flasher جف چشاش همیشه روشنه!

این پدیده یه پرده می اندازه رو احساساتش! نه.... یه فیلتر!خوباش رو نشون می ده و بداشو ... فک کنم می فرسته بازیافت!

از ویژگیهای این پدیده نظرات کارشناسی تکشه! اونم در زمان مقتضی! داری به یک ماجرا فکر می کنی یا اصلن یه مدت به یه مسئله ای فکر کردی، می یاد یهو با یه جمله دست تخته پاک کن را از پشت می بنده! علامت سوالا رو منظورمه! می گیری که؟!

از فرط مهربونی یا هر چیزی که نمی دونم اسمش چیه یا اصلن خودش چیه یا به کدوم بخش احساسات مربوط می شه، یا کلن جز احساسات هست یا نه، این پدیده از رو تو ذوق کسی نمی زنه! نمی گم از رو بازی نمی کنه ها! اگه تو آی کیوت از حد تره گذشته باشه و به حد بوته رسیده باشه.نه. بوته نه.یه کم متکامل تر.....آها شنبلیله خوبه! می فهمی که الان کجای کاری!(داری می گی پس چرا من نگرفتم کجای کارم؟ کار من از این چیزا گذشته!)

این پدیده مستقیم نمی گه ولی مستقیم رفتار می کنه! می بینی چقدر باهوشه؟! راه فرار را باز می ذاره که تو نتونی نتیجه گیری کنی! ولی یه ضرب المثلی هست توش تاقار و ماست و ترش و بقال و اینا داره!نمی گم آی کیوت ترقی کنه!

بازم با همون منشا نامعلوم احساسی، این پدیده همواره تو رو به آینده امیدوار می کنه!

ظرافت و دقت و نکته سنجی از اون کلمات قلنبه سلنبه ایه که تو 2 ، 3 ساعت اول برخوردت با این پدیده هم چین برات مسجل می شه که تو می مونی این همه قلنبگی کجا جا گرفته! یعنی همش تو همین کلّس؟!!

حالا می خوام وارد شدت تخصص این پدیده بشم. اساسه ها! اینو من با همه بوقی و دوغیم هم میفهمم! فک کن یکی به اندازه تعداد نفسهای تو در عمرت بیت سروده باشه! بازم مجبورم یادآوری کنم کف آشپز خونمونو تازه شستیم، لطفن برای جلوگیری از ریختن کف رو زمین، در قابلمه ی مختونو سریع بردارین، سر نره ها!

حالا این بماند؛ فک کن تو یه جمله می گی که وزن داره.فقط همین! این پدیده جمله ی تو رو یه مصراع می کنه .بعد در هر قالب موجود ادامه شو به نظم می گه!

در مورد قالب نوشتاری هم ...... اصلن منو چه به این چیزا! یکی نیست بگه بچه بیا برو دندونتو بکش!

ما که فعلن نوشته ی طنز و فکاهه و عاشقانه و ادبی و با ادبی و پر ادبی و مودب و اینا رو دیدیم!

داستان و طرح و هر چی که من حتی اسمشم بلد نیستم را هم می نویسه!

الان دیگه کم آوردم. میرم ببینم کجا کلمه و اصطلاح دوپینگی دارن، یه کم یاد بگیرم ، شاید بقیشم نوشتم!

راستی یه چیزایی هم رازه! نمی گم!!

 

                        با ارادت تام: مائده

 

 

 

   + مائده ; ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۸
    پيام هاي ديگران ()