عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

کانون ادبيات ايران.۱۶ ارديبهشت

استاد ما امروز به پیامبری رسید.

چله نشین مسیر ادب شد و خردورز نامی شاعر!

هر چند صدراییش از دهه 20 و 30 نمود داشته و فرزانگی اش شهره آفاق گردیده بود.

شاهکار طناز روزگار گشته  و کیاست و مهربانی اش تک تازی بی رقیب برایش رقم زده .

هم نشینی اش برای ما سرمایه و گفتارش دُرمایه و وجودش پرمایه است.

پ.ن:

  • برای سها خوشحالم.

  • آدم روز تولدش مجبور باشه با کسی ریاضی کار کنه خوش شانسه ها! البته به نوع نگاه مربوط میشه!
  • فردا در مدرسه برنامه ایست برای روز معلم.همه اش سخنرانی است. مدرسه خواهم رفت ولی بعید می دانم به آن جشن بروم.و امسال سال آخریست که من در مجتمع روشنگر کمک مشاورم! حداقل تا پایان تحصیلم!
  • متنی نوشته ام در معرفی استاد. رگه هایی از طنز دارد.اگر اجازه بدهند این جا هم می گذارم. فعلا کار دارد. هم فنی و هم محتوایی!
  • استاد ختایی نوشته های ستون استاد ما را دیدند. تصحیحاتی انجام دادند. تمام که شد حتما سر از بردهای دانشکده درخواهد آورد!
  • فردا برای اولین بار در عمرم میکروسکوپ الکترونی خواهم دید. خوشحالیم زیاد است اما وصف شدنی ست!

 

   + مائده ; ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦
    پيام هاي ديگران ()