عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

جيب دولت!

امروز صبح با دکتر آصف زاده شروع شد! از آن اساتیدی است که هر چه بیشتر می گذرد بیشتر دوست دارم ازش یاد بگیرم!

سرکلاس عموما سوال نمی پرسم و جواب می دهم! ولی امروز سوالی پرسیدم که خودم هم خوشم آمد!دکتر گفت: آي آی آی فوت کوزه گری را پرسیدی!!

و بعد تشخیص! بخشی با دو استاد.و  یک روز نیمه پرکار و عصبانی! هر کی ۵ تا مریض!

از دختر مدرسه ای ساکت و آرام تا جوان معتاد بی دندان ۲۶ ساله ای که حتی احتمال ایدز و هپاتیت برایش می رفت! به مدد دانشکده و . . . تو این دو سال کلی معتاد هم دیده ام با شرایط مختلف! این یکی هم یکی از شاهکارها! می خواست بخاطر بی دندانی از سربازی معاف شود.
راستش کمی ترسیده بودم. اون هم من! این یکی تعادل روانی نداشت.هر قرصی را که در فارماکولوژی خوانده بودیم برای آرامبخشی می خورد.آن هم نه یکی دوتا.روزی ۱۰ - ۱۲ قرص!

بعد باید می رفتم خانه. و بعدش دنبال خواهرم.ولی یهو دیدم دارم زنگ می زنم به خانه مادربزرگ که من اومدم! خودمم هم از این سرعت عمل تعجب کرده بودم.خانه شان را عوض کرده اند و یک بار بیشتر نرفته بودم. یک بار هم اشتباه رفتم و کلی دنده عقب گرفتم!

و بعدش رفتم مدرسه! بچه ها را دیدم.و گفتم حرفهایمان باشد برای دو شنبه که احتمالا ۵ ساعتی را در مدرسه می مانم!
تو راه برگشت پلیس توی اتوبان جلومو گرفت! گفت چرا سبقت از راست گرفته ای؟!‌(من و این حرفها!) و یکی دیگه را هم گرفته بود.بد حرف می زد و داشت مدارک آن یکی را می گرفت و ماشینش را می خواباند!‌گفت مدارک! عکس گواهینامه ام را دادم و گفت اصلش.تو کیفم که تو دستم بود نبود! (جمله را خوندی!)

و عصبانی شد و بجای ۱۳ تومان , ۴۰ تومان نوشت. آدم بد... بود و جای بحث نداشت. کوتاه اومدم و رفتم خونه! ولی از این که به همین راحتی بی دلیلی درست که او می گفت و کاملا دروغ بود این همه پول باید داد عصبانی شدم. اگه سرجاش مونده بود که با بابا می رفتم و ...

حیف که رفته بود و این پول باید برود به حساب دولت کریمه! پول حرام در جیب دولت!

پ.ن:

.We have the ability to dream

پ.ن:
اگر بچه های رادیویی چشمشان را بگیرند می نویسم: من از ۳ شنبه می روم کلاس طنزنویسی رادیویی!بر و بچس ۷ شنبه هیچی نپرسین که از جواب دادن معذورم! ولی باور کنین بند پ ای درکار نبوده!

   + مائده ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٢
    پيام هاي ديگران ()