عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

نباء

امروز,اولین جلسه ی کارگروه آموزش نباء(محور نانوکاوان ايران) بود! گروه را قبلا بسته بودیم ولی چند نفری اضافه شدند. برای روز اول کارگروه به جز تعیین شرح وظایف هفته بعد,خودم هم باید چیزی می گفتم.تصمیم داشتم یک مقاله درست و حسابی را که قبلا خلاصه کرده بودم بگویم . ولی بعد دیدم اولا که مقاله را همون جور انگلیسی خلاصه کردم و باید از روی آن بخوانم و بعد ترجمه اش را بگویم که حالت خوبی نداشت.(نمی خواستم . . . ) و بعد هم خیلی تخصصی تر از آن بود که جلسه اول بگویم. به خاطر همین خلاصه ای از سخنرانی دکتر رضایت را گفتم در همایش نانوتکنولوژی در دندانپزشکی!(البته با ذکر منبع!) و از آن مقاله ی اول فقط به همین جمله ی Richard Feyman بسنده کردم که:

There is a plenty of room at the BOTTOM

هفته ی دیگر می خواهم یک ۴ - ۵ دقیقه ای درباره فولرین و کاربردش در نانومدیسین حرف بزنم(همان بحث همیشگی motivation ) و بعد هم مقاله ی Medical Benefits of molecular nanotecnology را ارائه بدهم.
قراره گروه ها هم یک مقالاتی را پیدا کنند و ارائه بدهند. فعلا گروه ها این است: مامائی- پرستاری( برایم اصرار بر جدا شدنشان جالب بود!) داروسازی-دندانپزشکی-زیست- ژنتیک(که در آینده نزدیک احتمالا دوتای اول و دوتای آخر در هم ادغام می شوند) نمی خواستم تحساس خودرایی بکنند ولی بعدا با در آوردن موضوعاتشان نزدیکی حوزه عمل را بهتر می بینند.

وقتی داشتم مطالب را می گفتم برخی فقط نگاهم می کردند.گفتم یادتان نرود ها! آخر دوره امتحان می گیریم! یهو یکی گفت می شه یه بار دیگه بگین جمله قبلی را؟! خنده ام گرفت.یاد کلاسهایی افتادم که یهو دانشجو بیدار می شود و به استاد گیر می دهد!

از شاگردان قدیم مدرسه هم دو سه نفری در کارگروه آموزش هستند. یکیشان داشت می گفت هانیه می گوید:..... بعد یهو گفت خانم اشرفی می گوید! گفتم برای من همیشه هانیه است !‌ادامه بده!

این هفته قبل از تاریکی به خانه نرسیده ام! فردا هم نمی رسم! نمی دانم اگه خانواده می خواستند سخت بگیرند سر اینها چه می شد!

* قابل توجه ریاست امور ما در مهر طه(!) دیدی این دفعه دستم تو دهن کسی نبود.آخه امروز تا ظهر دانشگاه نرفتم! فقط عصر رفتم کلاس آمار نظری!فردا می خواهم فک گوسپند(!) جراحی کنم! البته مرده اش را!

*‌یه خبر خوب برای زینب: زینب خانومی rat پیدا کردم. مسئول کارگروه اموزش تخصصی نباء یک ۶۰ تایی رت دارد! ۳ - ۴ تا می تواند به ما بدهد تا فعلا قتل نفس ما به یک جایی برسد!(این اخرش چه خشونت انگیزناک شد!)

   + مائده ; ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٩
    پيام هاي ديگران ()