عینکی

روزنوشت های یک دندانپزشک بی تجربه

نوشته سانسور شده!

این روزها سیاهند. آن قدر که حتی

                                         حتی ...

                                         (سانسور شد.به صلاح دید یک دوست)

آبجی دو سال بزرگترم رفته کربلا !

 هر روز هر کی منو می بینه از استاد و دانشجو و کارمند سراغتو می گیره.

 چه خوب که حدقل تو سیاهی این روزهایم را نمی بینی!

***بعد التحریر:

"یلدای" ما هم آمد. با "شورشی" اوشو و "چاي با طعم خدا"ي نظر آهاري و "راديو" و باز هم "اتاق خودم". مثل تمام شبهاي مقدس ديگر.

و در تمام اين مدت شيريني يک تجربه جديد زير دندانهايم مزه مزه مي شد!  : " اِرا " نيايش اول و دوم!

و همين "دنياي مجازي".بي آدمهايش داشتم. متن نيايشهاي ارا را پيدا کردم. و زندگي نامه Eric Levi.

راستش خيلي فکر بچه هاي خوابگاه بودم.

الان ۲ و ۳۰ دقيقه ي زمستان ۸۵ است. من نشسته ام روي تختم. راديوي گوشي ام صدايش مي آيد. و صداهايي جالب! و حافظ! تبرک اين لحظات را بي منت بر عهده گرفته! آن هم با روشي عجيب.

دارد مي خواند قصه عشق ماه و ستاره(!) :

"آسمان خسته از صداي زمين

از من و تو بهانه اي مي خواست

عشق ماه و ستاره رسوا بود

قصه ما ترانه ای می خواست

کهکشان از من و هزاران من

لحظه, هر لحظه نورباران بود

چشم تو در کمال خونسردی

پشت ابر قرار پننهان بود 

چشمک بي اراده ام در باد

عشق ما را چقدر آسان کرد

راه ما تا نوازش و رویا

نیمه راه غریب شیری بود

جاده در انتظار يک فرصت

بر عطشناکي زمان افزود

در نخستين شب زمستاني

برف يلدا کنار ما باريد

اين شب بي نهايت وحشي

از میان من و تو مي تابيد

ماه در باد, گونه در تردید

تن من در هلال تو غلتید

من ستاره ,تو ماهکی در خاک

بوسه هایم به دامنت غلتید

در نخستين شب زمستاني

برف يلدا کنار ما باريد

اين شب بي نهايت وحشي

از میان من و تو مي تابيد

...و حالا سنگيني بغض هم اضافه مي شود. همين حالا! ولي راهي ندارد. همانجا مي ماند. بي صدا!

مثل هميشه!

الان ۲۵ ساعت است که بیدارم. می خواهم بیدار بمانم ولی فردا هم باید بیدار بود! باز هم همان احتیاط مسخره ! می گفت این احتیاطت تو را بزرگ  کرده. بیش تر از آنچه به سنت بخورد احتیاط می کنی!

فکر می کردم شاید به به خاطر همین است که سنم را همیشه اشتباه می کند.(این سوم شخص با آن قبلی فرق دارد. هر چند دومی با همه آن اولی ها احتمالا موافق خواهد بود!)

                                     

"

   + مائده ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٩/٢٩
    پيام هاي ديگران ()